تبليغاتX
جزیره ی متروک

 

 

۱

خونت

جان داد 

به ریشه ی خشکیده ی ماه

ماه رقصید

آسمان زیبا شد

 

۲

فقط

شنیده ام 

که رفته ای

انتظار نداری که باور کنم؟

 

۳

کجایی ببینی

لکه های مطهر خونت

که پاشیده روی لوح وجودم را

لکه های ننگ می خوانند

                                    ؟

 

نوشته شده توسط علی محمدی  در ساعت 12:34 | لینک 

 

 

 

عاشق دروغ بود٬ شقایق دروغ بود!

از ابتدا تمام حقایق دروغ بود!

 

دیشب ـ هواشناس: هوا آفتابی است

بارانی است کل مناطق٬ دروغ بود!

 

ساحل نشسته است به چشم انتظاری اش

غافل از این که کشتی و قایق دروغ بود!

 

ساز مخالف است فقط در مرام باد

در کار عشق باد موافق دروغ بود!

 

دیوانه بود هر که دمی دم ز عشق زد

عاشق؟ دروغ بود٬ شقایق؟ دروغ بود

 

نوشته شده توسط علی محمدی  در ساعت 12:50 | لینک 

 

 

خدا

داشت چشمک می زد

ما همه کور بودیم

 

نوشته شده توسط علی محمدی  در ساعت 12:48 | لینک 

 

 

در برکه ی چشمان تو آبی سبز است

نارنجی و قرمز و شرابی سبز است

 

من عاشق رنگ سبز هستم ٬ آری!

چشمان قشنگ تو حسابی سبز است

 

نوشته شده توسط علی محمدی  در ساعت 13:10 | لینک