یکشنبه یازدهم فروردین 1387

شب عروسی خورشید و ماه می رقصم
تمام عمرم اگر شد تباه می رقصم
برای لمس تو ای سیب ناگهانی عشق!
گناهکارم یا بی گناه؟ می رقصم
شنیده ام که سوار قطار می آید
صفای مقدم او روی ریل می رقصم
به یاد نیش نگاه و زبان و رفتارش
کنار عقرب و مار و رتیل می رقصم
شبیه حادثه های طبیعی است این عشق
سپرده ام دل خود را به سیل می رقصم
هنوز لنگ همین بیت آخرم اما
همین که قافیه شد رو به راه می رقصم
نوشته شده توسط علی محمدی در ساعت 20:30 | لینک
